لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 12 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

نمیدونم بگم بلا یا بگم طلا

سلام جیگر مامان قربون اون دستای کوچمولوت برم که هر وقت مامان داره یک چیزی مینویسه شما خودکارو ازش میگیری این روزا خیلی برام شیرین زبونی میکنی برات یک قصه ساختم که کارایی که بلدی رو باهاش انجام میدی داستان از این قراره یکی بود یکی نبود یک ببعی بود سریع میگی بع بع میخواست بره پیش دوستاش بیرون میگی دد میخواسته بچشم ببره میگی نی نی ولی به نی نی میگه اینطوری نمیشه اول باید خداحافظی کنیم شمابابای میکنی بعدش باید بوس شکلاتی بدی دستت و میزاری رو لبت بوس میفرستی مثلا میرن پیش دوستاشون اونجا باهم دست میزنن دست دستی میکنی سرسر مکنن سرت این ور اون ور میکنی بعدم پم پم میخورن که الکی لبات و تکون میدی انگار داری غذا میخوری بعدشم نوشابه میخورن که الکی میخور...
25 فروردين 1393

عید نوروزتا13بدر

    سلام دوست جونای عزیزم ببخشید این هم از عکسای عید که مامانم دستش شکسته بود و نمیتونست بذار                             اینم منو سفره هفت سین اینم سبزه و تخم مرغ که مامانم و مامان جونیم زحمت درست کردنشونو کشیدن اینم تخم مرغی که پسر عموم برام اورد اینم ماهی دست ساز مامان برای شناسایی من اینم حیاط خونمون قبل از رفتن به خونه بابا جونی   اینجا هم اولین بار تو سال 1393رفتم خونه باباجونی اینم منو دختر عمو با هم اینم منو زن عموافسانه اینم یک عک...
13 فروردين 1393
1